چگونگی تجربه ام از کتاب کم عمق ها

چگونگی تجربه ام از کتاب کم عمق ها

نوشتن از کتاب کم عمق ها کمی سخت است. راستش را بخواهید همه ی کتاب، سطر به سطر و صفحه به صفحه اش توجهم را جلب کرد. بنابراین نوشتنِ فقط جمله ای از این کتاب در این صفحه -مطابق با اتمام سایر کتاب های دیگر و به اشتراک گذاشتن شان- شاید چندان جالب نباشد. نوشته […]

قطعه شعری دیگر از کتاب تائوت چینگ

قطعه شعری دیگر از کتاب تائوت چینگ

قبلاً هم قطعه شعری از کتاب تائوت چینگ را در اینجا آورده بودم. اگر دوست داشتید می توانید نگاهی هم به آن بیندارید. هر چند که خواندن این کتاب کم حجم، از چند ساعت تا حداکثر یک روز، بیشتر زمان نمی برد، اما برای مطالعه اش زمان گذاشتم. مهم تر اینکه برای فهمش هم به […]

دو مفهوم وظیفه و مسئولیت

دو مفهوم وظیفه و مسئولیت را زیاد شنیده و به کار برده ایم. گاهی درست و به جا به کار برده ایم و گاهی هم نه. شاید به معنای شان توجه کرده باشیم و شاید هم نه و مهم تر اینکه کمتر به تجربه و تاثیر آن ها در زندگی توجه کرده ایم. حداقل برای […]

روان کاوی

روان کاوی

بیش از یک سالی هست که دیگر از فضای آموزشی دانشگاه دور هستم. اما هم چنان به مطالعاتم در زمینه ی روان شناسی ادامه داده ام. در دانشگاه مجبور بودم برای چاپ مقاله و نوشتن پایان نامه گاه گاهی از روی ناچاری بنویسم. دیروز که در اتنظار برای رفتن به اتاق روان شناسم بودم -روالی […]

یک ضرب المثل از کتاب نبرد من

یک ضرب المثل از کتاب نبرد من

اوایل یا اواسط تابستان امسال بود که کتاب “نبرد من” رو خریدم و هر روز در مسیری که با اتوبوس طی می کردم، می خواندمش. صفحات آخِر کتاب، ضرب المثلی -البته، نمی دونم تا چه اندازه صحت داشته باشد- آورده شده بود که ارزش فکر کردن و نوشتن رو، حداقل برای من، داشته است. ضرب […]

کمی وسواس در مطالعه!

پیش نوشت: نمی دونم عادت خوبی هست یا نه و اصلا کاری به خوب و بد بودنش ندارم. کتاب هایی که مطالعه شان را دوست دارم، هیچ گاه حتی کلمه ای از آن را از دست نمی دهم. خواه یک پاورقی باشد، خواه یک مقدمه باشد، خواه جمله ای کوتاه قبل از فهرست باشد و […]

تجربه ی رفتن به کافی شاپ

تجربه ی رفتن به کافی شاپ

از کافی شاپ، قهوه و انواع آن زیاد گفته و نوشته شده است. چیزی که دوست دارم در موردش بنویسم، تجربه ی رفتن به کافی شاپ، چه به تنهایی، چه با همراهی دیگری است. رفتن به کافی شاپ حداقل برای من یکی بسیار انرژی بخش است. کلا مکان های ساکت و آرام را به مکان […]

عمق دریای تنهایی

تنهایم، تنهای تنها اینجا، اعماق دریائیست، دریای تنهائیست کوله ام، ذره ای نفس است در سینه ام سینه ای که هوس هایش مرده اند و غم هایش خفته اند هر چه هست نفس است و بس اینجا، هوایی نیست، صدایی نیست، چراغی نیست هر چه هست، حُبابی بیش نیست اینجا عمق است، گویی عمق چیست […]

بخش هایی از کتاب هنر عشق ورزیدن

بخش هایی از کتاب هنر عشق ورزیدن

همان طور که قبلا گفته بودم، اولین کتابی که از اریک فروم مطالعه کردم، “هنر عشق ورزیدن”، ترجمه ی پوری سلطانی بود. حدود دو سالی از مطالعه اش می گذرد. امشب آن را دوباره ورق زدم و می خواهم بخش هایی از آن را که برایم لذت بخش بوده با شما به اشتراک بگذارم. یقینا، […]

یک نفر که…

یک نفر که…

برای یک نفر می خواهم بنویسم. یک نفر که آرام و بی صدا در کنارت قرار می گیرد. یک نفر که وظیفه ی خودش می داند همه چیز را با تو در میان بگذارد. یک نفر که تجربه کردن را دوست دارد. یک نفر که قدم زدن با او لذت بخش است. یک نفر که […]