کشف علاقه، موهبت است

کشف علاقه | آوازی که در دل نجوا می‌کند

از دیدۀ دل, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

کشف علاقه | آوازی که در دل نجوا می‌کند

این‌طور فکر می‌کنم که انسان در آغاز نه علاقه‌اش را به طور شفاف می‌داند و نه بلافاصله کشف می‌کند.

نمی‌دانم این خوره از کجا به جان‌مان افتاده که می‌خواهیم همان آغازِ کار، پایان کار را هم مشخص کنیم.

گاهی همین …

ادامه مطلب

در این زمان است که ناتوانی در انتخاب کردن، احساس سردرگمی را برای مدت‌ها در آدم تثبیت می‌کند.

ریشۀ سردرگمی | چگونه دست به انتخاب بزنیم؟

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

ریشۀ سردرگمی | چگونه دست به انتخاب بزنیم؟

۱

این‌طور به نظر می‌رسد که گاهی از سرنوشت می‌ترسیم چون گویی مقوله‌ای است بزرگ و خارج از اختیار.

هر چه‌قدر به‌خاطر این ترس، از سرنوشت بیشتر فاصله بگیریم، برای‌مان موضوعی هراس‌انگیزتر خواهد شد. و هر اندازه خود را به …

ادامه مطلب

امید برای زمانی است که خود را در دل تاریکی‌های زندگی محصور می‌دانیم.

امید در روزهای سخت | بایدها و نبایدهایی برای روزهای بحرانی

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

امید در روزهای سخت | بایدها و نبایدهایی برای روزهای بحرانی

روز سخت و البته آموزنده‌ای بود. از آن غرغر کردن‌های بعد از نهار بگیر تا پرسه‌های بیهوده در شهر و نهایتاً، بطالت آخر شب. به شکلی عجیب ناامید شده بودم و در همین ناامیدی‌هاست که زندگیْ بد به بیراهه می‌رود.…

ادامه مطلب

گام اول در شناخت خود، فراگیری هنر شفاف بودن است.

گام اول در شناخت خود

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

گام اول در شناخت خود

تا به حال چندبار پیش آمده که واقعیت را نه آن‌گونه که هست، بلکه آن‌طور که خود خواسته‌ایم بیان کرده‌ایم؟

بله، ما به طرز عجیبی در فریب دادن خود تبحر داریم. صورت مسئله را به بهانه‌های مختلف مثل یک گردونۀ …

ادامه مطلب

اقل‌کم می‌توان به اندازۀ یک تخم گذاشتن از ظرفیت بیداری برای رؤیا دیدن در خواب استفاده کرد.

عادت بد رؤیا دیدن!

خواب و رؤیا, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

عادت بد رؤیا دیدن!

پند معروفی در روان‌شناسی هست که می ‌گوید:

روی آن بخواب!

نابغۀ درون هر یک از ما با خواب و رؤیاهای‌مان در ارتباط است.

گاهی در ساعات بیداری،‌ زمانی که با مشکلی روبه‌رو می‌شویم و نمی‌توانیم حلش کنیم، نابغۀ درون …

ادامه مطلب

قهرمان با جریان رویدادها پیش می‌رود.

جنگجوی درون | صلح دوباره با خویشتن

الگوهای کهن, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی, فیلم

جنگجوی درون | صلح دوباره با خویشتن

مامان، قصۀ دست‌فروشِ زنی را تعریف می‌کرد که دستمال‌های نظافت می‌فروخت.

می‌گفت برخی عابرها که از کنارش می‌گذشتند، به او پولی می‌دادند بدون‌ آن‌که جنسی از او بخرند. زن دست‌فروش می‌گفت اگر دستمال نیاز داری بدهم، پولِ همین‌طوری نمی‌خواهم.

بابا …

ادامه مطلب

فرآیند رشد نیز مستلزم پرداختن و پرورش دادن تمام بخش‌های متنوع شخصیت‌مان است تا کم‌کم کامل شویم.

چگونه کم‌کم کامل شویم؟

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی, گذشته‌های نزدیک

چگونه کم‌کم کامل شویم؟

مدتی می‌شد که مسئله‌ای ذهنم را به تکاپو واداشته و خواهان ارائۀ راه‌حلی بود:

آیا امکان‌پذیر است که هم‌زمان هم به اعماق خود هبوط کرد و هم با چالش‌های دنیای بیرون دست‌وپنجه نرم کرد؟

همین که شروع کردم پیرامون این …

ادامه مطلب

بدوبیراه گفتن و گردن شانس را سنگین‌تر کردن، ما را از بن‌بست‌های زندگی نمی‌رهانند.

بن‌بست‌های زندگی | پشت پردۀ رویدادهای تلخی که تکرار می‌شوند

تمرین تحلیل, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

بن‌بست‌های زندگی | پشت پردۀ رویدادهای تلخی که تکرار می‌شوند

زمانی که تازه بازی‌های کامپیوتری آمده بود، هیجان‌زده بودیم تا آن‌ها را امتحان کنیم. بازی‌هایی را ترجیح می‌دادیم که ما را به چالش می‌کشید. باید روندهایی را پشت سر می ‌گذاشتیم تا وارد مرحلۀ تازه‌ای از بازی شویم. کل چالش …

ادامه مطلب

رؤیاهای تکراری به موازات آن‌که خبر از پیشرفت روان می‌دهند، نشان می‌دهند که در نقطه‌ای متوقف مانده‌ایم و درجا می‌زنیم.

رؤیاهای تکراری | چه کسی در می‌کوبد؟

خواب و رؤیا, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

رؤیاهای تکراری | چه کسی در می‌کوبد؟

دوستی داشتم که سانحۀ واژگون شدن اتومبیلی را برایم تعریف می‌کرد. به انتهای ماجرا که رسید، به شوخی گفت:

جاده پیچید و او نپیچید!

روایت زندگی برخی از ما، روایت‌های مختلف از متوقف شدن و درجا زدن است. جایی که …

ادامه مطلب

ببینید شخص از چه چیزی بیشتر از همه می‌ترسد تا بدانید بعداً از کجا رشد خواهد کرد.

تپۀ شنی | زنگ بیدارباش قهرمان خفتۀ درون

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی, گذشته‌های نزدیک

تپۀ شنی | زنگ بیدارباش قهرمان خفتۀ درون

ده سال‌ام که بود، مسابقۀ پسران آهنین برگزار کردیم. از بچه‌های محله‌های دیگر هم دعوت کردیم تا شرکت کنند.

آن روز شوق‌ام برای شرکت کردن در مسابقه این بود که زورِ بازوی خود را به طیبه نشان بدهم!

مسابقه در …

ادامه مطلب