خشم از سمج‌ترین و وسوسه‌‌انگیزترین احساس‌هایی است که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

کنترل خشم | کلید بهداشت عاطفی انسان

خودسازی

این یک تصور صرف نیست، سناریویی است از واقعیت‌ زندگی هر یک از ما:

در طی یک صحبت روزمره، حرف‌هایی میان شما و دیگری ردوبدل می‌شود که آتش خشم‌تان را نسبت به شخص سومی شعله‌ور می‌سا‌زد. به موازات همین حرف‌ها، شما در ذهن خود صحنه‌هایی را به تصویر می‌کشید و آن شخص را آماج بی‌رحمانه‌ترین طعنه‌ها و توهین‌ها قرار می‌دهید. هنوز دقایقی از پایان صحبت روزمره‌تان نگذشته که نیرویی هولناک شما را به سمتی هل می‌دهد تا بی‌درنگ با آن شخص تماس بگیرید و دق‌و‌دلی‌تان را بر سرش خالی کنید.

و پیش از تماس گرفتن،

می‌دانیم که خشم از سمج‌ترین و وسوسه‌‌انگیزترین احساس‌هایی است که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم. اما، ابراز کردن نسنجیده‌ی خشم هم بدترین شیوه‌ی ممکنه برای فروخواباندن آن است.

نمی‌خواهیم سرکوبش کنیم، چون خشم هم یکی از ملزومات زندگی روزمره است. می‌خواهیم این تنه‌ی خشک و یُغُر خشم را به قدری ورز دهیم تا نرم شود و شکل و قالب دلخواه‌مان را پیدا کند. می‌خواهیم آن را بیان کنیم اما نه بدون بازرسی ذهنی.

شاید بی دلیل نبوده که کلید بهداشت عاطفی انسان را کنترل و اداره‌ی احساسات برآشفته‌ی او می‌دانند.

تیس، یکی از محققان در این زمینه، نتیجه می‌گیرد که هنگامی که نخست آتش خشم را خاموش و سرد می‌کنیم و سپس با برخوردی سازنده و حاکی از اعتماد به‌نفس، به حل و فصل اختلاف خود با دیگری می‌پردازیم بسیار مؤثرتر عمل می‌کنیم.

در نمایش‌نامه‌ی هملت، هملت به دوست خود هوراشیو می‌گوید:

«و چه نیک‌بخت آن‌که احساسات، در مهار عقل دارد، و رهایشان نکند…

آن دوست خواهم که خشم را برده نیست و جایش میان قلب، یا، قلبِ قلب. تو آن دوست هستی.»

بیایید ما هم دوست هملت باشیم!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *