رؤیاها چیزی را که ما می‌خواهیم نمی‌گویند، چیزی را که نیاز است بیان می‌کنند. و صدالبته که به زبان خودشان.

لذت چشیدن یک رؤیا

خواب و رؤیا, خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

گاهی ناخوشایند

کالوین هال:

«ما درباره‌ی چیزی رؤیا می‌بینیم که از آن هراس داریم.»

چشمانم را که باز کردم، پیش از اَه و پوف کردن و در همان وضعیت درازکش، هر آن‌چه از محتوای رؤیا را به یاد می‌آوردم، سریع یادداشت کردم تا مبادا تصویری از زیر دستانم قسر در برود.

به این نتیجه رسیده‌ام که بهترین حالت گوش به زنگ بودن در مواجهه با دیدن رؤیا، همخوابی با دفترچه و قلم است. تلفن همراه برای بیدار شدن است نه لالایی خواندن.

باری، بعد از یادداشت کردن، نیمه بلند شدم و با خود فکر کردم مرگ بهتر از دیدن چنین رؤیایی است. راستش، به مذاقم خوش نیامد.

و همیشه هم ناخوشایند نیست.

 

گاهی هم خوشایند

فون کِکولِ شیمیدان، چنین شرح می‌دهد که یک بعد از ظهر هم‌چنان که در اتاق مطالعه نشسته بود:

«من صندلی را به طرف آتش گرداندم و در چرت فرو رفتم. دوباره اتم‌ها در برابر چشمان من می‌رقصیدند. این‌بار گروه کوچک‌تر فروتنانه به پس زمینه رفتند. چشم ذهنی‌ام که با تکرار این نوع از تصاویر تیز شده بود، قادر به تمیز ساختارهای بزرگ‌تر، ساختارهای چند لایه بود؛ ردیف‌هایی دراز که گاه نزدیک با هم گنجانده شده بودند؛ همه پیچ و تاب خورده در حرکتی مارگونه. ولی ببین! چی بود؟ یکی از مارها دُم خودش را گاز گرفته بود و این هیئت ریشخندکنان در برابر چشمان من می‌چرخیدند. مثل این بود که با صاعقه‌ای از خواب بیدار شدم.»

پیش از آن، هیچ‌گاه نقش حلقوی در شیمی آلی کشف نگشته بود. ظاهراً ناخودآگاهِ ککول مسئله را برای او حل کرده بود.

رؤیاها چیزی را که ما می‌خواهیم نمی‌گویند، چیزی را که نیاز است بیان می‌کنند. و صدالبته که به زبان خودشان.

بدترین واکنش ممکنه، سرکوب کردن و نادیده گرفتن آن‌هاست.

رؤیاها، چه خوشایندمان باشند چه نباشند، حامل پیام‌هایی برای ما هستند.

به تعبیر دیوید ریکو، رؤیاها یکی از عملکردهای جبران کننده‌ی روان هستند تا نقاط فراموش شده، زندگی نشده و یا از قلم انداخته را گوشزد کنند.

ککول در آخر حرف‌هایش اضافه می‌کند:

آقایان! بگذارید رؤیا دیدن بیاموزیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *