تله‌های ذهنی، عادت‌های ذهنی عمیقاً ریشه دوانده در ناخودآگاه هستند

تله‌های ذهنی | چرا هیچ‌چیز تغییر نمی‌کند؟

خودشناسی, روان‌شناسی تحلیلی

دیوید ریکو:

«تنها چیزی که به طلا بدل نمی‌شود، صدای غُرغُر خوک است.»

اغلب موانعی که به وقت تلاش برای رسیدن به اهداف جلوی پای‌مان سبز می‌شوند، از درون اذهان خودمان آب می‌خورند. باورهایی که به طرزی ناخودآگاه برای خود اختراع می‌کنیم و با آن‌ها زندگی‌مان را پیش می‌بریم. تله‌هایی ذهنی که می‌توانند ما را به دام بیندازند و گرفتار کنند.

یک نمونه:

قبل از این‌که بتوانم روابط اجتماعی سازنده برقرار کنم، باید برای آن آماده شوم و یا خود را به کمال برسانم.

و خب، چیزی که برای رسیدن به این کمال از دست می‌رود، همان چیزی است که بیش از همه اهمیت دارد:

بیان و ابراز نقص‌ها و به مرور کامل شدن‌شان.

جمله‌ای از ماریون وودمن همیشه الهام‌بخش زندگی‌ام بوده:

«نقص ما، قدرت ماست.»

این نوشته پیش ار منتشر شدن، چندین مرتبه بازنویسی شده تا ساختار خود را بیابد. بی‌تردید اگر از همان آغاز انتظار چنین ساختاری را در سر می‌داشتم، هرگز شروع نمی‌کردم.

تله‌های ذهنی، عادت‌های ذهنی عمیقاً ریشه دوانده در ناخودآگاه هستند که واکنش‌هایی تکراری و منسوخ شده را به دنبال می‌آورند. و چگونه اطمینان حاصل کنیم که قربانی آن‌ها نمی‌شویم مادامی که از چگونگی عملکرد آن‌ها بی‌خبریم؟

از کسی که عقب‌عقب می‌رود نمی‌توان انتظار داشت جلوی خود را ببیند!

افتادن در تله‌های ذهنی، موجب می‌شوند گاهی اوقات که نوبت به رتق‌وفتق امور زندگی می‌رسد و فرصت‌ها جلوی دیدمان رژه می‌روند، به طرز عجیبی انفعالی عمل کنیم. گویی انتظار داریم ماشین زمان این فرصت‌ها را در فایلی جداگانه و شخصی برای‌مان ذخیره کند تا هرگاه حالی بود و حوصله‌ای بازگردانی‌اش کنیم.

این نگرشی است که باید تغییر کند.

نگرش چیست؟

به وام از جان مکسول، نگرش، احساس درونی است که با رفتار بیرونی ابراز می‌شود.

زبانی که ما برای گفتگوی درونی با خود به کار می‌بریم، نحوه‌ی نگرش ما نسبت به محیط‌مان را شکل می‌دهد.

هلن کلر می‌گوید: «گاهی آن‌قدر به درهای بسته خیره می‌شویم که نمی‌بینیم چه درهایی را گشوده‌اند.»

حین نوشتن پیش‌نویس این متن که خواب‌آلوده شده بودم، ابتدا با خود گفتم کمی بخواب و بعد از بیدار شدن ادامه بده. اما ترجیح دادم آبی به صورت بزنم، سیبی بخورم و با خود بگویم تا تمام نشده، خواب بی خواب. و چنین هم عمل کردم.

یک نشانه:

همچون افرادی که در پی کشف طلا ابزاری در دست می‌گیرند تا بل با شنیدن صدای بوق آن سرنخی به دست آورند، گاهی نصیحت‌هایی که نثار دیگران می‌کنیم، رهیافت‌هایی هستند برای رفتن به عمق ناخودآگاه و بیرون کشیدن تله‌های ذهنی.

این تارهای عنکبوتی ذهن تا زدوده نشوند، راه باز نمی‌شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *