بدون زدن پل ارتباطی با گذشته نمی‌توان از آن عبور کرد.

چطور با گذشتۀ خود ارتباط برقرار کنم؟

خودسازی, روان‌شناسی تحلیلی

یونگ:

«گذشته همواره و در همه حال به طرز وحشتناکی حیّ و حاضر است و کسی را که در برخورد با او پاسخی آماده و قانع کننده نباشد گریزی از رویارویی با تیغ‌های تند و تیز و مهلک او نیست.»

ما زمانی لحظه‌ی حال را درمی‌یابیم که پاسخ و معنایی برای گذشته‌‌ی خود داشته باشیم؛ در آن گیر نکرده و یا آن را دور نزده باشیم.

گذشته، نگذشته؛ فقط در فضای ذهن معلق مانده و گاه‌گداری با لگدپرانی وضعیت نابه‌سامان خود را هشدار می‌دهد تا جایی او را در ذهن خود مشخص کنیم. این‌که به کدام قفسه، کدام ردیف و با چه نامی تعلق دارد.

مادامی که سعی در فراموش کردن، سرکوب کردن، انکار کردن و یا پنهان کردن گذشته داریم، گذشته همان و وضعیت معلق، همان.

مطلوب آن‌که محتویات گذشته هر از گاهی مرور و به روز شود. حتی اگر قرار است به قفسه‌ی هشت، ردیف دوم و به نام فراموش کردن سپرده شود، این محتوای هضم نشده بار دیگر مرور و به روز، سپس به سمت فراموشی قورت داده شود.

بدون زدن پل ارتباطی با گذشته نمی‌توان از آن عبور کرد. هر پرده‌ی حائلی را هم که میان خود و گذشته‌ی خود عَلَم کنی، باز خواهد افتاد و با گذشته روبه‌رو خواهی شد. فقط هر‌بار کمی بُرّنده‌تر.

ذهن گاهی در رویارویی با گذشته به آینده پناه می‌جوید. و اما گاهی هم روشنایی از دل تاریکی‌های گذشته برمی‌تابد که قدم گذاشتن به وادی آن شجاعت می‌طلبد. هر جا تاریکی هست، روشنایی هم حضور دارد.

چون دنیای سیاست، برای برقراری ارتباط با گذشته و زدن پل ارتباطی، گفتگو راه‌حل کارآمدی است.

هیئت اعزامی را با همراهی قلبت اعزام کن. قلب حتی گاهی مغز را هم شگفت‌زده می‌کند. کار قلب بخشیدن خطاها و نشان دادن مسیرهای از قلم افتاده است.

در این گفتگو به گذشته تفهیم کن این من، آن منِ گذشته نیست. اگر آن زمان کسی را برای مراقبت و حمایت از خود نداشتم، حالا من هستم.

 

عمیق‌تر بخوانید:

اگر می‌خواهید از ذهن‌تان به قلب‌تان برسید

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *