چشم به نتیجه که دوخته باشی، کیسه‌ات خالی خواهد بود و چشم که از نتیجه برگیری، جسارت اقدام کردن را خواهی یافت.

جسارت اقدام کردن

خودسازی

نزدیک به ده سال پیش بود. زمانی که هفده هجده سال بیشتر نداشتم و رؤیای قهرمانی را در سر می‌پروراندم. پس از تحمل شکست‌هایی، خسته و فرسوده، رؤیای قهرمان شدن را به زمین نشاندم. با خود گفتم: چرا نتیجه‌ای نمی‌گیرم؟ چرا توفیقی حاصل نمی‌شود؟ چرا دستاوردی ندارم؟ پیش از به زبان آوردن این سؤال‌ها، هر گاه وارد میدان مبارزه می‌شدم، فکرم این بود که آمده‌ام نتیجه بگیرم، قهرمان شوم، دست پر بازگردم. این طرز فکر باعث شده بود ترس از شکست دست و پایم را ببندد و توان هر گونه اقدام و حرکت را از من بگیرد. روزی توصیه‌ای را از یکی از اساتید بزرگ کاراته خواندم که می‌گفت: تمرین و تمرین و تمرین. روی همین توصیه متمرکز شدم و طولی نکشید که توانستم دو بار متوالی روی سکوی قهرمانی بایستم.

چه اتفاقی افتاد؟ من که تا پیش از خواندن و عمل کردن به این توصیه هم تمرین می‌کردم و تمرین می‌کردم و تمرین می‌کردم!

گذشت تا این روزها دوباره به همان وضعیت دچار شدم:

توفیق، نتیجه، دستاورد.

طنز ماجرا این است که مادامی که تمرکزمان روی حصول توفیق و گرفتن نتیجه و داشتن دستاورد باشد، نه توفیقی حاصی می‌شود و نه نتیجه و دستاوردی به بار می‌نشیند.

چنین تمرکزی جز آن‌که بذر ترس از شکست را در دل‌مان می‌پروراند، حاصلی دیگر ندارد. و این به معنای ته کشیدن جسارت ما برای اقدام کردن است.

جسارت را نمی‌توان با تلقین افکار مثبت به دست آورد.

جسارت، کیسه‌ای است که با سال‌ها تلاش و پشتکار و سخت‌کوشی پر می‌شود. تا پر نشود، آمادگی برای خرج کردن وجود ندارد. پر که شود، تازه یاد می‌گیری سرِ کیسه را شل کنی.

چشم به نتیجه که دوخته باشی، کیسه‌ات خالی خواهد بود و چشم که از نتیجه برگیری، جسارت اقدام کردن را خواهی یافت.

توفیق، موهبتی است خارج از توان و اراده‌ی ما. به قول دیوید ریکو:

«توفیق محصول تلاش نیست، اما بدون تلاش نیز قابل دست‌یابی نیست.»

بهتر است ما روی تلاش خودمان متمرکز شویم و حصول توفیق و چگونگی آن را به خودشان واگذار کنیم.

در واکنش به وضعیت این روزها، توصیه‌ی جوزف کمپبل را دنبال می‌کنم:

در یک اتاق بنشینید و بخوانید و بخوانید و بخوانید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *