به جای متمرکز بودن روی این‌که جواب دادم و کم نیاوردم، روی این متمرکز شود که جواب ندادم و آرامش را به خود هدیه کردم. 

هنر آرامش بخشیدن به خود

خودسازی, گالری هنرها

اریک امانوئل اشمیت:

«قهرمان کسی است که پیوسته انسان باشد؛ گاهی ضمن نبرد با دیگران و گاهی در جنگ با خود

و من فکر می‌کنم اندکی ضمن نبرد با دیگران و بی‌شماری در جنگ با خود!

چرا این حرف را می‌زنم؟

زوجی را تصور کنید که پیرامون مسئله‌ای، جر و بحثی میان آن دو شکل می‌گیرد. او یک حرفی می‌زند و دیگری هم با حرفی دیگر، حرف او را پس می‌زند. بازی‌ای که با حرف روی حرف گذاشتن ادامه پیدا می‌کند تا به قولی هر یک در مقابل دیگری کم نیاورده باشند.

کیست که این بازی را متوقف کند؟

این‌که در آن بلبشوی خشم و هیاهو، و گاهاً فحش و ناسزا، عزم کند حرفی نزند؛ چیزی نگوید و درک کند این بازی حاصلی ندارد. به جای متمرکز بودن روی این‌که جواب دادم و کم نیاوردم، روی این متمرکز شود که جواب ندادم و آرامش را به خود هدیه کردم.

تحقیقات نشان می‌دهند که مغز ما طوری طراحی شده که تقریباً هیچ نوع کنترلی بر این‌که چه موقع و توسط چه احساسی در معرض هجوم قرار می‌گیریم نداریم. اما در مورد این‌که آن احساس تا چه مدت ما را در چنگال خود خواهد داشت ابزارهایی در چنته داریم.

جای خوشحالی دارد، نه؟

به گمانم، نه. چون معمولاً هنگامی که زمان استفاده‌ از این ابزارها می‌شود، بی‌ اعتنا به آن‌ها، به همان روش‌های قدیمی خود متوسل می‌شویم.

چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟

یک کار همان جنگیدن در بازی رایج حرف روی حرف گذاشتن است. یک کار دیگر و بدتر، عقب‌نشینی به حیطه‌ی سنگین سکوت، بدون توجه به حرف‌ها و احساسات طرف مقابل است. مثلاً، زمانی که یکی از طرفین می‌گوید: من حرفی در این رابطه ندارم که بخواهم بزنم!

هر دو واکنش، برای شخص حکایت از برتری و تسلط بر طرف مقابل را دارد. به همین دلیل عموماً هم به همین دو واکنش بسنده می‌کنند.

اما قهرمان جایی میانه‌ی این دو واکنش است. جایی که نه می‌جنگد و نه به سکوت ویرانگر پناه می‌برد. او، شنونده‌ی فعال حرف‌ها، رنج‌ها، اعتراض‌ها و انتقادهای طرف مقابل است. و پس از شنیدن و توجه به حرف‌ها و احساسات، روی نقطه‌ی اوج رنجش‌هایش دست می‌گذارد و با مطرح کردن سؤالی، درخواست می‌کند بیشتر راجع به آن حرف بزند.

شاید این‌طور برداشت شود که او پیروز است، اما قهرمان شما هستید؛ جایی که او دارد با دیگری می‌جنگد و قهرمان، با خودش. به قول دانیل گلمن، هنر آرامش بخشیدن به خود، یکی از مهارت‌های اساسی زندگی است.

گمان برده‌اید قصد داشتم مشاوره‌ی روابط زناشویی بدهم؟

نه. این همه روده‌درازی فقط بابت این‌که بگویم واکنش مناسب به رویدادهای زندگی، شنونده ی فعال بودن است. این‌که به جای جنگیدن و گریختن از زندگی، رویدادها و اتفاق‌های آن، بشنویم چه می‌خواهد بگوید. به چه چیزی معترض است. خواسته‌اش از ما چیست.

این‌طور حدس می‌زنم که توفیقی در زندگی حاصل نمی‌شود، چون یا در حال جنگیدن هستیم و یا در حال گریختن.

هر گاه حرفی از تلاش به میان می‌آید، هم جنگیدن تلاش است، هم گریختن و هم شنونده‌ی فعال بودن.

دیوید ریکو می‌نویسد:

«توفیق، محصول تلاش نیست، اما بدون تلاش نیز قابل دستیابی نیست

به راستی کدام تلاش:

تلاش یک جنگجو؟

یک ترسو؟

و یا تلاش یک قهرمان؟

 

 

2 پاسخ در“هنر آرامش بخشیدن به خود

  1. بهنام عزیز. قلم بسیار جذابی داری . وقتی هر پاراگراف را می خواندم کیف کردم.

    1. بهنام سلمانی گفت:

      ممنون آقای صفوی بزرگوار.
      تمام سعی‌ام این هستش که از راهنمایی‌های شما استفاده کنم.
      بی‌نهایت سپاسگزارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *