۵ جمله از ژان ژاک روسو در باب نویسندگی و نوشتن

با وجود آنکه خود را نویسنده نمی دانم و صرفاً می نویسم، با این حال، آنچه یک نویسنده را معرفی می کند نوشته های اوست نه عنوانِ عریانِ نویسنده.

به نظرم، عنوان نوسنده برازنده ی کسی است که قلم دستش را قلم دلش هدایت کند و او را به حرکت به سمت آنچه نوشته وادارد.

اتفاقاً، رنج آورترین و لذت بخش ترین قسمت نوشتن هم همین است که: پای خودت هم گیر باشد.

ژان ژاک روسو، نویسنده ی سوئیسی، از جمله این نویسندگان است و جملات زیر را از کتاب “اعترافات” او برگزیده ام.

۱

همیشه احساس کرده ام هیچ نویسنده ای نامدار و محترم نیست، و نمی تواند باشد، مگر آنکه شغلش نویسندگی نباشد.

۲

آدمی هر قدر هم که ذاتاً با قریحه باشد، نمی تواند هنر نوشتن را به یک باره به دست بیاورد.

۳

دست نوشته های خط خورده، بدخط، درهم و برهم و ناخوانایم گواهی می دهند که به بهای چه رنجی برایم تمام شده اند. در میان آن ها حتی یک دست نوشت هم نیست که مجبور نشده باشم پیش از دادن به چاپ چهار پنج بار بازنویسی اش کنم.

۴

هیچ نوشته ی استواری، هیچ اثر بزرگی از صاحب قلمی پول پرست پدید نخواهد آمد.

۵

گمان می کردند که من هم می توانم مثل همه ی ادیبان که می نوشتند چون شغلشان نوشتن بود، بنویسم. در حالی که همیشه تنها انگیزه ای که برای نوشتن داشته ام، عشق بوده است.

تاریخ انتشار نوشته:

۱۲ام بهمن ۱۳۹۶