از پرنده های آهنین تا نام هواپیما

روزگارانی پیش انسان با دو پایش سفر می کرد و جهان را قدم زنان می پیمود. اندیشید به دو پای ضعیف با ماهیچه های ضعیف.

چه شد؟ اسب را رام ساخت. کم کم، ماشین را اختراع کرد. قطار را. هواپیما را. فضاپیما را. و شاید در آینده حرکت پیما را؛ برای سفر در فراسوی مرزهای زمان؛ زمان هایی که گذشته اند و زمان هایی که فرا نرسیده اند!

اندیشید به اندیشه خود؛ به اندیشه ی هوش مصنوعی. قدرت دیدن تفکر انسان در مقابل دیدگان. نمود خارجی آنچه در ذهننش می گذشت.

فراتر رفت. خواهان آن شد که بیافریند همچون خود؛ به دست و اندیشه ی خود. شاید این آفریدن ریشه در میل به قدرت طلبی اش دوانده بود.

آنگاه، زمانی به قوی ترین ماهیچه اش اندیشید؛ ماهیچه ی زبان. ماهیچه ای که قدرت تاخت و تازش را در پرگویی پرگوهایی که با مانور زبان، قدرت این ماهیچه را به رخ کشانیده اند، دیده ایم و شنیده ایم.

تکنولوژی آمد و بسترهای ارتباطی نوینی را شکل داد تا شاید کمی به این ماهیچه ی نیرومند استراحت دهد. و البته شاید از ابتدا در فکر مغبون ساختنش بوده باشد.

آیا تکنولوژی به سمتی سوق پیدا خواهد کرد که زبان، دهان نشین شود و بستر را برای شیوه های ارتباطی نوین تر که به نام زبان حرکات می شناسمش، مهیا سازد؟

نمی دانم چرا نام زبان حرکات را ترجیح داده ام. اگر روزگاری این زبان مجال جولان یافت، شاید نام دیگری بر آن نهند.

خاطرم هست که یکی از معلمان در دوران متوسطه می گفت: امام اول شیعیان در زمان خود از دوران هایی سخن به میان می آورد که پرنده هایی آهنین بر فراز آسمانش پرواز می کنند.

آن دوران آمد و همچنین پرنده های آهنین. و نامش را هواپیما نهادند.

تاریخ انتشار نوشته:

۱۹ام دی ۱۳۹۶