نیاز به اینکه خود شکل گیرد!

رهایش کن! کنترل دیگر بس است؛ مقاومت دیگر فایده ای ندارد. بگذار، آزادانه حرکت کند، کشف کند، اشتباه کند، بگرید و بخندد، زمین بخورد و بایستد، بسازد، ویران کند و در نهایت خود را شکل دهد.

بگذار، مقتدرانه گام بردارد؛ تنفس کند و ضربان قلبش را احساس کند.

تا به کی قصد داری او را همچون حیوانی زنجیر بسته به دنبال خود بکشی؟ او والاست؛ والاتر از تو و هر آنچه که تو بدان توجه داری.

او، اوست با هویت و شخصیت منحصر به فرد خودش. او، پر از توان بالقوه است ؛ توان بال داشتن، پر کشیدن و پرواز کردن.

تنها چیزی که او بدان نیار دارد رهایی است. رهایش کن.

بگذار، با جوشش درونی خویش، راه خود را بیابد و آرام آرام با طی کردن مسیر مورد علاقه اش رشد یابد.

مراقبش باش. نوازشش کن، بوسه هایت را بر گونه هایش بنشان و از هر آنچه که او را به تو وابسته می کند، رهایش کن.

او نیازهای خود را دارد؛ نیاز به اینکه خود باشد و خود انتخاب نماید. شاید، مهمترین نیاز او این باشد:

“نیاز به اینکه خود شکل گیرد؛ آن خودی که با شخصیت، استعداد، رفتار و منش او منطبق باشد. نیاز به اینکه او را در این انطباق، یاری گر باشیم نه مداخله گر.”

تاریخ انتشار نوشته:

۲۱ام شهریور ۱۳۹۶