چطور می توان روزانه یک فیلم خوب ساخت؟

گاهی اوقات پیش می آید که لحظاتی را مأیوس و دلسرد می شویم و عمیقاً احساس خستگی می کنیم.

نوعی از خستگی که در دوران حاضر زیاد بدان گرفتار می شویم، خستگی ناشی از یکنواختی فعالیت هایمان است. در چنین وضعیتی بهترین استراحت برای رفع خستگی و زدودن غبار آن از روح و عمق وجودمان، تنوع است؛ هم چنانکه ژان ژاک روسو می گوید:

“همیشه بر این عقیده بوده ام که تنوع بخشیدن به آثار بهترین راه رفع خستگی است.”

شاید شما هم تجربه کرده باشید لذت خواندن یک کتاب داستانی جذاب در میان انبوهی از مطالعه ی کتاب های غیرداستانی. به نظرم، آن یک کتاب به اندازه ی آن چند کتاب ارزشمند است و گویی ذرات معلق و پراکنده ی محتوای آن چند کتاب غیرداستانی را در ذهن مان سازمان می دهد و فهم مطالب آن را برایمان میسر می سازد.

ما می توانیم هر روز یک فیلم خوب بسازیم. کافی است لیستی از فعالیت های روزانه مان را مشخص نماییم و هر فعالیت را به عنوان یک حرکت در روند ساخت آن فیلم در نظر گیریم.

دیروز در اوج خستگیِ نزدیکِ غروب، فیلمی را با پنج حرکت زیر ساختم:

حرکت اول: بهترین نقطه ی آغاز را دوش گرفتن دیدم، پس از آن یک شام سبک و یک فنجان قهوه.

حرکت دوم: آغاز خواندن نمایشنامه ی باغ آلبالو که پس از مدت مدیدی مطالعه ی عمیق چند کتاب غیرداستانی برایم تازگی داشت.

حرکت سوم: از چرندیات دور و برم و هم چنین مسائلی که در طی آن روز خسته ام کرده بود، چند صفحه ای از کاغذ سفید را سیاه کردم.

حرکت چهارم: نوشتن پیش نویسِ نوشته ی امروز.

حرکت پنجم: ده دقیقه برای عزیزی که دوستش می دارم نوشتم، یک لیوان آب نوشیدم و آنگاه در نیمه های شب بود که به خواب رفتم و این گونه با خود زمزمه می کردم که:

زندگی، فیلم است و یک فیلم خوب چیزی نیست جز مجموعه حرکت های روزانه مان.

تاریخ انتشار نوشته:

۲۱ام اسفند ۱۳۹۶