چرا باید از قنداق کردن ایده ها بپرهیزیم؟

گاه ایده هایی به ذهن می رسد و چنان ذوق زده می شویم که سر از پا نمی شناسیم. گویی مثل آدم های گیج و منگ به این طرف و آن طرف برخورد می کنیم و شتابان در پی یافتن راهی برای به واقعیت نشاندن سریع ایده ها. و البته تمامی این هیجانات امری ست طبیعی.

آنگاه که ایده ای چون کودکی نوشکفته به ذهن خطور می کند باید از قنداق کردن آن دوری جست و اجازه داد آزادانه حرکت کند. با این کار می توان در کنار از گذر زمان آن ایده را چنان ظریف و ماهرانه پرورش داد که بیش از آنچه اول می نمود، نمایانگر شود و از دل آن چند ایده ی دیگر استخراج کرد که در وضعیت قنداق کردن چنین صیدی غیرقابل دستیابی است.

یکی از دلایل قنداق کردن ایده ها ترس از ربودن و ارائه ی آن توسط دیگری است که در نهایت باعث می شود ایده ای که با یک دست خودمان جوانه زده، به دست دیگرمان نابود گردد.

قنداق کردن ایده را مقایسه کنید با قنداق کردن طفل که ژان ژاک روسو در کتاب امیل مطرح می کند:

“می گویند اگر اطفال آزاد باشند ممکن است در وضعیت بدی قرار گیرند و حرکاتی بکنند که برای تناسب اندام و اعضای آن ها مضر باشد. این یکی از دلیل تراشی های غلطی است که با عقل ناقص خود می کنیم؛ ولی به خطا می رویم.”

این یک خطای شناختی مهلکی است که با قنداق کردن ایده در ذهن می توان ارائه ی بهتری از آن داشت.

ایده ها را باید به اشتراک گذاشت؛ حال چه با نوشتن آن بر روی صفحه ی کاغذین و مخاطب قرار دادن خودمان و چه نوشتن آن بر روی صفحه ی آنلاین و برای مخاطبین آن فضا.

همان طور که بایستی در حرکت بود تا ایده ها شکار شوند، به همان نحو، ایده ها نیز باید در حرکت باشند تا از خامی به پختگی متمایل شوند.

تاریخ انتشار نوشته:

۱۵ام اسفند ۱۳۹۶