دو جمله از ژان ژاک روسو در باب تربیت

شاید تا کنون نام ژان ژاک روسو و کتاب “امیل او در رابطه با تربیت به گوش تان تصادم کرده باشد و اگر آن کتاب را از مقابل دیدگان و قوه ی تفکرتان گذرانده باشید، به احتمال قوی مؤید آن خواهید بود که در عین سادگی و زیبایی چه عمقی از محتوا در آن نهفته است با وجود انتقاداتی نیز که می تواند مطرح باشد.

ممکن است در نگاه اول انتخاب این جملات کوتاه، ساده و به عنوان اقامتگاهی برای استراحت ذهن و تفرجگاهی جهت آرامش روان در میان سایر نوشته ها قلمداد گردند -که البته این گونه نیز هست- با این حال، این لذت، دستاورد و حاصل رنج مطالعه ی عمیق و بعضاً چندباره ی اثری از یک نویسنده و آنگاه برگزیدن هوشمندانه ی یک جمله ی کوتاه است.

کلی گویی می تواند ویژگی بارز برخی این جملات کوتاه باشد تا بلکه خواننده با رهنمون شدن به سمت اثری که جمله از دل آن به بیرون تراوش یافته و با ورق زدن تک تک صفحات آن بتواند تک تک کلمات آن جمله را عمیقاً درک کند.

و اگر عمداً یا سهواً خواهان آن باشیم که صرفاً به همان جمله اکتفا کنیم و مدعی شویم که با آن جمله نویسنده را شناخته ایم تا با تکرار طوطی وار، در پوشش یک عالم تظاهر به علم کنیم، ادعایی گزاف و خیالی خام است که ویژگی آدم های سطحی و سبکسر را یادآور می شود.

و اما آن دو جمله ای که از کتاب امیل برگزیده ام:

جمله ی اول: تربیت واقعی باید بیشتر جنبه ی تمرین و عمل را داشته باشد تا دستورات شفاهی.

جمله ی دوم: به جای کوشش برای نمُردن، باید کوشش در زنده ماندن را آموخت.

به نظرم کل کتاب توضیح، توصیف و تفسیر همین دو جمله است.

تاریخ انتشار نوشته:

۵ام اسفند ۱۳۹۶