جنبهٔ مثبت افسردگی | شجاعت، همیشه هم راهکار مناسبی برای رویارویی با ترس نیست

حرف از ترس به میان آمد، یاد جمله‌ای از یونگ افتادم:

«ببینید یک شخص از چه چیزی بیشتر از همه می‌ترسد تا بدانید بعداً از کجا رشد خواهد کرد.»

غالباً حرف از این بوده که پیش از آن‌که با تیرهای ترس ضعیف شویم و روحیهٔ خود را از دست بدهیم، از پناه‌گاه‌هایمان بیرون بیاییم و مستقیم به سمت تهدیدهایی برویم که ما را نگران و ناراحت می‌کند.

با اعتمادبه‌نفس با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم.

محکم بمانیم و به خودمان یادآور شویم که نباید بترسیم.

اما واقعیت این است که:

«تجربهٔ ترسیدن بخشی از انسان بودن است. نترس‌بودن افسانه است.»

چه ایرادی دارد گاهی برای رویارویی با ترس به پناه‌گاهی پناه آوریم؟

همیشه هم راهکار این نیست که با شجاعت با ترس‌هایمان روبه‌رو شویم. گاهی در زمان خاصی آمادگی این خرج‌کردن را نداریم.

این سه حالت را در نظر بگیرید:

حالت اول و ایده‌آل، شجاعت در همان لحظه، مقاومت در برابر ترس و غلبه بر آن است.

حالت دوم، روی آوردن به اعتیاد، سستی و تنبلی، رسانه‌های گوناگون اجتماعی و شبکه‌های مختلف تلویزیونی و این قبیل موارد است (این دسته شکل‌هایی از فرار کردن هستند و نه پناه آوردن!).

حالت سوم، پناه آوردن است تا زمانی‌که با تلاش و تمرین آمادگی رویارویی با ترس را پیدا کنیم.

خب چرا گاهی به افسردگی پناه نبریم؟

این همه در بوق‌وکرنا کردن که افسردگی چنین است و چنان، این تعداد از افراد دست به خودکشی می‌‌زنند و دیگر بزرگ‌نمایی‌های دور از واقعیت، همه تأکیدی بر جنبهٔ منفی افسردگی دارند و روی مثبت را نادیده می‌گذارند:

این‌که گاهی افسردگی فضایی برای ساختن است؛

مجالی است تا یک «من» جدید در ما متولد شود و پا گیرد؛

پناه آوردن به تنهایی و خلوت است تا با تلاش و تمرین آماده شویم.

بنابراین، گاهی پناه‌بردن مناسب‌ترین استراتژی برای رویارویی با ترس است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست