در تساوی هم برد و باخت مطرح است!

بگذارید با یک مثال آغاز کنم.

اگر در بازی و مسابقات فوتبال مداقّه کنیم، پر واضح است که برد و باخت تنها زمانی معنا می یابد که تیمی نسبت به تیم مقابل گل های بیشتری را روانه دروازه کرده باشد؛ و البته نه دروازه ی خودی.

حال در نظر آورید که نتیجه، یک به یک مساوی باشد. آیا واقعاً نتیجه، تساوی دو تیم است یا اینکه در تساوی هم برد و باخت می تواند مطرح باشد؟

به نظرم حتی در تساوی هم برد و باخت مطرح است و برنده تیمی خواهد بود که گل تساوی را دیرتر به ثمر رسانده باشد. شدت هیجان گلی که او دیرتر به ثمر رسانده به شدت هیجان تیمی که گل اول را زده، می چربد و تاثیر آن را خنثی می کند و در نتیجه آنچه بیشتر در ذهن ماندگار می ماند گلی است که دیرتر روانه دروازه گشته و این همان اصلی می باشد که در روان شناسی تحت عنوان اصل تاخر می شناسند و آنچه در این اصل مورد تاکید واقع گشته آخرین حرکت می باشد که در حضور مجموعه ای از محرک ها انجام می گیرد.

پیشنهاد می شود در هر حرکت خود بدین اصل پایبند باشید و به آخرین حرکت خود رضایت ندهید. دیر یا زود با حرکتی از جانب دیگری غافلگیر و حرکت شما خنثی خواهد شد.

هوشمندانه تر است با هر حرکت خود، نطفه ی حرکت بعدی را هم در ذهن خود بپرورانید و این رمز موفقیت شما خواهد بود؛ چه حرکت قبلی رضایت بخش باشد و چه نباشد.

به همین دلیل است که در اوج ضعف بودن و از آن با حرکت به سمت قدرت رهسپار شدن را ترجیح می دهم به اینکه در اوج قدرت باشم و به وسیله ی آن، ضعف های خود را آشکار سازم.

فکر می کنم این نوشته توانسته باشد حق مطلب را در رابطه با تئوری حرکت ادا کند. با این حال، به آن رضایت نمی دهم و به حرکت پس از آن می اندیشم.

تاریخ انتشار نوشته:

۲۳ام بهمن ۱۳۹۶