بنیان نهادن اندیشه ای نو

این سوال مرا به نوشتنِ این نوشته مجاب کرد که چطور می توان اندیشه ای را بنیان نهاد بدون اینکه اندیشه ای دیگر را تخریب کرد؟

فکر می کنم اندیشه ی نو باید از چنان پتانسیل و ظرفیت بالقوه ای برخوردار باشد که تمرکز بر روی همان ظرفیت، آن را از تخریب سایر اندیشه ها باز دارد و چنانچه اندیشه های دیگر در مقابل اندیشه ی نو نارسا باشند، با گذر زمان و خود به خود محو خواهند شد.

سر بسته بگویم:

تخریب اندیشه های دیگر به منظور ساختن اندیشه ای نو، در واقع، تخریب همان اندیشه ی نو است.

می توان شیوه ی آموزشی نوینی را آغاز کرد بدون اینکه سایر شیوه ها را سرکوب نمود. البته، نقد سازنده جایز است.

می توان از ایده های خود نوشت بدون اینکه ایده ها و نوشته های دیگران را به تمسخر گرفت.

می توان شخصیت خود را کمال بخشید بدون اینکه شخصیت دیگران را لگد مال کرد.

می توان مسیر خود را هموار کرد بدون اینکه در مسیر دیگران سنگ اندازی کرد.

و در نهایت می توان رویای حرکات را در سر پروراند بدون اینکه کلمات را نادیده انگاشت.

بی تظاهر و تصنع می نویسم؛ دنیای کلمات، برایم، دنیای نیازمندی هاست. نیازمند آنکه کلمات را ستایش کنم. راهی جز گذر کردن از دروازه ی کلمات برای ورود به دنیای حرکات نمی شناسم؛ و این نیازی است که مشتاقانه در پی ارضای آن می کوشم.

دنیای حرکات، برایم، دنیای عشق ورزی هاست؛ عشق به آنچه پیام و مفهوم را با حرکت منتقل می کند. طراحی حرکاتی که جزئی کوچک از وسعتِ بی کران هنرهای دیجیتال می باشد.

تاریخ انتشار نوشته:

۱۴ام شهریور ۱۳۹۶