آموزه ای از فرم های حرکتی

زمانیکه سخت برای یادگیری فرم های سخت در تلاش و تمرین بودم، خیلی سریع خواهان آن بودم که یادگیری فرم بعدی را آغاز کنم بی آنکه فهمی -هر چند مختصر- از آن به دست آورم.

هیچ تردیدی نیست که پس از یادگیری هر فرم -چه نرم و چه سخت- لازم است مدتی تمرین را به آن اختصاص داد که حداقل آن فهم اولیه را کسب نمود.

اما سوالی مطرح است و آن اینکه این مدت زمان چقدر باشد؟

این را بر مبنای تجربه ی شخصی خود می گویم، مشخص کردن این بازه ی زمانی نه لازم است توسط خود شخص اجرا کننده ی فرم صورت گیرد و نه حتی استاد مربوطه؛ بلکه جهت پاسخ به آن بایستی به خود فرم ها رجوع کرد. اگر در تمرین فرم های حرکتی ممارست و مداومت به خرج داده باشیم، قطعاً خود فرم ها قابل اطمینان ترین مرجع برای مشخص نمودن زمان یادگیری فرم های بعدی محسوب می شوند.

یادگیری فرم های بعدی به معنای تسلط کامل به فرم فعلی نیست، چون بعضاً تسلط کامل به فرم فعلی، در حین یادگیری و تمرین فرم های بعدی ایجاد می گردد.

حال اگر به این نکته ی آخر توجه کرد می توان به سایر موارد نیز آن را تعمیم داد.

گاهی اوقات فهمیدن یک کتاب از نویسنده ای  با مطالعه ی آثار دیگرش میسر می شود و اگر جزئی تر نگاه کنیم حتی در مورد یک کتاب هم صدق می کند؛ اینکه فهم یک فصل از آن کتاب با مطالعه ی فصول بعدی آن مقدور می گردد و هم چنین یک صفحه از آن با صفحات بعد و یک پاراگراف از آن با پاراگراف بعد.

تمام این موارد ضرورت در حرکت بودن را بیان می کنند تا بتوان از توقف هایی که موجب تشویش ذهن می شوند جلوگیری نمود؛ توقف هایی نظیر کمال طلبی و وسواس فکری، ناامیدی و از دست دادن انگیزاننده های اولیه، فشارهای محیطی و مشغولیات فکری پیش پا افتاده و روزمره ای که در بیشتر مواقع با حرکت رو به اضمحال می گذارند.

 

تاریخ انتشار نوشته:

۹ام اسفند ۱۳۹۶